تبلیغات
برای تو... - زیباست بخونید

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفریدفرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواندو از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند.


یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن

فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده

سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده

ولی خداوند فرمود ....اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند.

فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابنددر حال که من می خواهم راز زندگی در دستر س همه بندگانم باشد.

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا ای خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده.

زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلبو درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید.


منبع:سمت خدا




طبقه بندی: متنوع 39، 

تاریخ : 1392/04/13 | 04:33 | نویسنده : sam | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.